مسلمین و روشنفکران اسلامى باید بر روى شخصیت و تعالیم این بزرگوار و محبّت به این بزرگوار، با دید همه گیر نسبت به اسلام سرمایه گذارى کنند. از جمله عواملى که مىتواند محور این وحدت قرار گیرد و همه مسلمین مىتوانند بر آن اتّفاق نظر کنند، تبعیّت از اهل بیت پیغمبر است. اهل بیت پیغمبر را همه مسلمین قبول دارند. البته شیعه اعتقاد به امامت آنان دارد؛ غیر شیعه، آنان را به معناى امامت در اصطلاح شیعى، امام نمىداند، لکن از بزرگان اسلام که مىداند، خانواده پیغمبر که مىداند، مطّلع از معارف و احکام اسلامى که مىداند. مسلمین باید در عمل به کلمات ائمّه علیهم السّلام و اهل بیت پیغمبر، اتّفاق کلمه کنند. این یکى از وسایل وحدت است.
هم خود نبىاکرم از لحاظ شخصیت، در اوج قلّه عالم آفرینش است؛ چه در آن ابعادى که براى بشر قابل فهم است، مثل همین معیارهاى عالى انسانى - عقل، تدبیر، هوشمندى، کرم، رحمت، عفو، قاطعیت و از این قبیل چیزها - چه در آن ابعادى که از مرتبه ذهن انسان بالاتر است - ابعاد نشاندهنده تجلّى اسم اعظمِ حق در وجود پیغمبر اکرم و مقام قرب پیغمبر به خداى متعال - که ما از اینها فقط نامى و صورتى مىشنویم و مىدانیم و حقیقت آن را خداى بزرگ و اولیاى بزرگش مىدانند و هم پیام آن بزرگوار یک پیام بالاترین و بهترین براى سعادت انسان است؛ پیام توحید، پیام ارتقاء مرتبه انسان و پیام تکامل وجود بشر. درست است که بشریت، تا امروز توفیق پیدا نکرده است که این پیام را بهطور کامل در همه ابعادش در زندگى خود پیاده کند؛ ولیکن بىگمان حرکت تعالى و ترقّى انسان، یک روز به اینجا خواهد رسید. این یک نقطه اوج و یک تعالى براى انسان است. با فرض اینکه فکر و فهم بشریت و ادراکات عالى و دانش او رو به پیشرفت است و پیام اسلام، هم زنده است، شکّى نیست که یک روز این پیام، جاى خود را در زندگى جامعه بشرى پیدا خواهد کرد. حقّانیت پیام نبوى، حقّانیت توحید اسلام، درس اسلام براى زندگى و راه اسلام براى سعادت و پیشرفت انسان، بشر را به آن نقطهاى خواهد رساند که این جاده روشن و هموار را پیدا کند و در آن قدم بگذارد و پیش برود و تعالى و تکامل خود را بیابد. آنچه که براى ما مسلمانها مهم است، این است که معرفت خود را نسبت به اسلام و پیغمبر گرامى اسلام، زیاد کنیم. امروز در دنیاى اسلام یکى از دردهاى بزرگ، درد تفرقه و جدایى است. محور وحدت عالم اسلام، مىتواند وجود مقدّس پیغمبر - نقطه اعتقاد همه؛ نقطه تمرکز عواطف همه انسانها - باشد. ما مسلمانها هیچ نقطهاى را به این روشنى و به این جامعیت - مثل وجود مقدّس پیغمبر - نداریم؛ که هم مسلمانها به او معتقدند، هم علاوه بر اعتقاد، یک پیوند عاطفى و معنوى، دلها و احساسات مسلمانان را به آن وجود مقدّس، متّصل کرده است. این بهترین مرکز وحدت است. تصادفى نیست که ما مشاهده مىکنیم در این سالهاى اخیر، مثل دوران قرون وسطى و دوران تحلیلهاى مغرضانه مستشرقین،نسبت به ساحت مقدس نبىاکرم اهانت روا مىدارند. در دوران قرون وسطى کشیشان مسیحى در نوشتهها، گفتارها و کارهاى هنریشان و در دورانى که تاریخ نویسى مستشرقین باب شد، همانها در آثارشان به شخصیت پیغمبر اکرم اهانت مىکردند. در قرن گذشته هم باز دیدیم که مستشرقین غیرمسلمانِ غربى یکى از نقاطى را که مورد تشکیک و در مواردى مورد اهانت قرار دادند، شخصیت مقدس و مبارک نبىاکرم بود! مدتها فاصله شده بود؛ ولى اخیراً باز شروع کردند. در چند سال اخیر، انسان یک تهاجم مطبوعاتى و فرهنگى پلید و شومى را در اکناف عالم نسبت به شخصیت نبىاکرم صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم مشاهده مىکند. این کار مىتواند حساب شده باشد؛ چون به این نقطه توجّه شده است که مسلمانان مىتوانند برگرد محور وجود مقدّس نبىاکرم و اعتقاد و محبت و عشق به او جمع شوند. لذا آن مرکز را مورد مناقشه قرار مىدهند. علماى اسلام، روشنفکران مسلمان، نویسندگان، شعرا و هنرمندان در دنیاى اسلام، امروز وظیفه دارند تا آنجایى که توان آنها اجازه مىدهد، شخصیت نبىاکرم و ابعاد عظمت این وجود بزرگ را براى مسلمانان و غیر مسلمانان ترسیم کنند. این امر به اتّحاد امت اسلامى و به خیزشى که امروز در نسلهاى جوان امت اسلام به سوى اسلام مشاهده مىشود، کمک خواهد کرد.
هم خود نبىاکرم از لحاظ شخصیت، در اوج قلّه عالم آفرینش است؛ چه در آن ابعادى که براى بشر قابل فهم است، مثل همین معیارهاى عالى انسانى - عقل، تدبیر، هوشمندى، کرم، رحمت، عفو، قاطعیت و از این قبیل چیزها - چه در آن ابعادى که از مرتبه ذهن انسان بالاتر است - ابعاد نشاندهنده تجلّى اسم اعظمِ حق در وجود پیغمبر اکرم و مقام قرب پیغمبر به خداى متعال - که ما از اینها فقط نامى و صورتى مىشنویم و مىدانیم و حقیقت آن را خداى بزرگ و اولیاى بزرگش مىدانند و هم پیام آن بزرگوار یک پیام بالاترین و بهترین براى سعادت انسان است؛ پیام توحید، پیام ارتقاء مرتبه انسان و پیام تکامل وجود بشر. درست است که بشریت، تا امروز توفیق پیدا نکرده است که این پیام را بهطور کامل در همه ابعادش در زندگى خود پیاده کند؛ ولیکن بىگمان حرکت تعالى و ترقّى انسان، یک روز به اینجا خواهد رسید. این یک نقطه اوج و یک تعالى براى انسان است. با فرض اینکه فکر و فهم بشریت و ادراکات عالى و دانش او رو به پیشرفت است و پیام اسلام، هم زنده است، شکّى نیست که یک روز این پیام، جاى خود را در زندگى جامعه بشرى پیدا خواهد کرد. حقّانیت پیام نبوى، حقّانیت توحید اسلام، درس اسلام براى زندگى و راه اسلام براى سعادت و پیشرفت انسان، بشر را به آن نقطهاى خواهد رساند که این جاده روشن و هموار را پیدا کند و در آن قدم بگذارد و پیش برود و تعالى و تکامل خود را بیابد. آنچه که براى ما مسلمانها مهم است، این است که معرفت خود را نسبت به اسلام و پیغمبر گرامى اسلام، زیاد کنیم. امروز در دنیاى اسلام یکى از دردهاى بزرگ، درد تفرقه و جدایى است. محور وحدت عالم اسلام، مىتواند وجود مقدّس پیغمبر - نقطه اعتقاد همه؛ نقطه تمرکز عواطف همه انسانها - باشد. ما مسلمانها هیچ نقطهاى را به این روشنى و به این جامعیت - مثل وجود مقدّس پیغمبر - نداریم؛ که هم مسلمانها به او معتقدند، هم علاوه بر اعتقاد، یک پیوند عاطفى و معنوى، دلها و احساسات مسلمانان را به آن وجود مقدّس، متّصل کرده است. این بهترین مرکز وحدت است. تصادفى نیست که ما مشاهده مىکنیم در این سالهاى اخیر، مثل دوران قرون وسطى و دوران تحلیلهاى مغرضانه مستشرقین،نسبت به ساحت مقدس نبىاکرم اهانت روا مىدارند. در دوران قرون وسطى کشیشان مسیحى در نوشتهها، گفتارها و کارهاى هنریشان و در دورانى که تاریخ نویسى مستشرقین باب شد، همانها در آثارشان به شخصیت پیغمبر اکرم اهانت مىکردند. در قرن گذشته هم باز دیدیم که مستشرقین غیرمسلمانِ غربى یکى از نقاطى را که مورد تشکیک و در مواردى مورد اهانت قرار دادند، شخصیت مقدس و مبارک نبىاکرم بود! مدتها فاصله شده بود؛ ولى اخیراً باز شروع کردند. در چند سال اخیر، انسان یک تهاجم مطبوعاتى و فرهنگى پلید و شومى را در اکناف عالم نسبت به شخصیت نبىاکرم صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم مشاهده مىکند. این کار مىتواند حساب شده باشد؛ چون به این نقطه توجّه شده است که مسلمانان مىتوانند برگرد محور وجود مقدّس نبىاکرم و اعتقاد و محبت و عشق به او جمع شوند. لذا آن مرکز را مورد مناقشه قرار مىدهند. علماى اسلام، روشنفکران مسلمان، نویسندگان، شعرا و هنرمندان در دنیاى اسلام، امروز وظیفه دارند تا آنجایى که توان آنها اجازه مىدهد، شخصیت نبىاکرم و ابعاد عظمت این وجود بزرگ را براى مسلمانان و غیر مسلمانان ترسیم کنند. این امر به اتّحاد امت اسلامى و به خیزشى که امروز در نسلهاى جوان امت اسلام به سوى اسلام مشاهده مىشود، کمک خواهد کرد.